سلام نانادستم به کیبورد نرفت از سال ۹۸ و تو در افق نوشته هایم کمرنگ شدیحالا که برگشتم فقط ار دلتنگي روزگام سختم بگویمبگویم بودم اما نفس را به شمارش مرور می کردمبودم و خوشی هایم را گم کرده بودمنانا از مردمان شهرم بگویم یا از غصه هایی که دیگر قصه شدند و به تاریخ سنجاق شدندنانا نانا ناناباران نجوای این سال هایم را در گلو کردند و من بغض ترک خورد در من و من ترک خورده ام در بی کسی هایم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳ ساعت 22:57 توسط ابراهیم کیایی
|
برچسب:
نویسنده: ایلیا اکبری
تاريخ: شنبه
6 مرداد
1403 ساعت: 13:43